خرید بک لینک
بر هم کنش ما و دنیا را می گویمزندگی و بنظرم زندگی گاهی زیباست دلنشین و گاهی بد چهره و نفس گیر،و آدم هایی دارد که بیرحمانهقضاوتت می کنندو شاید سیاه چاله وار بدامت اندازند،فقر دارد و جنگ، برکت دارد و صلح،گاهی به آسانی می بریو گاهی به سختی می بازیو از دید من بزرگترین برد این است کههر روز بیش از پیش به زندگی دل ببازیو عاشقش باشی،اگر آنگونه به زندگی دل ببازیمکه در لحظه ویرانی هم عاسقش بمانیمبه گمان خوبی روزهای سخت را هم دوام می آوریم.دوستان عزیزمدر این سال نو برایتان عشق پر فروغ به زندگی را آنگونه کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1405 ساعت: 7:25

باران نه ..... امشب دلم مهتاب می خواهد باران را یک آدم بی تاب می خواهد باور بکن این روزها حس نوشتن نیست توصیف ابروهای تو اعصاب می خواهد.

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 15:03

بعد از اینکه رفتی دلم به جایی بند نیست چگونه بگويم؟ خوب ..... اصلا ...... دلت برای دوست نداشتنم تنگ نیست *بازگشت به وسعت زلال خیس*

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 19:16

چترت را کنار ایستگاهی در مه فراموش کن خیس و خسته بیا نمی خواهم شاعر باشی باران باش *بازگشت بوسعت زلال خیس*

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 19:16

پاییز من چشم های توست پلک که میزنی برگ ریزان می شود

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 17:14

کاش آنقدر توصیف روزهای بی تو بودن سخت نیود.

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1402 ساعت: 17:14

موسیقی و قهوه های عصر و خاطراتی که نمیدانم اسم درستشان چیستولی شاید بهتر بود رخ نمی دادند...؛تنها چیزهایی اند که حقیقت دارند!!!آدم ها باید بفهمند چقدر در طبیعت تنهایند!آدم ها باید بفهمند طبیعت با تمام موجودات زنده راه می آید به جز با آدم ها!با این حال عاشق طبیعتمآدم ها باید چشم هایشان را باز کنند و ببینند که تنها موجوداتی که در برابر سرما این همه بی پناه اند و بی آتش و لباسی که خودشان اختراع و کشفش کرده اندبه سادگی می میرند، فقط خودشان اند!آدم ها باید بفهمند تمام موجودات زنده ایکه پیشاپیش هیچ چیز را حس نمی کنند،فقط خودشان اند! آدم هاباید همدیگر را دوست داشت باشند؛باقی ِ موجودات را طبیعت دوست دارد!آدم ها دور اند از هم، قرن ها، سال ها، دریا دریا، دنیا دنیا!...آدم ها دور تر از آن اند که از زل زدن توی چشم های هم نترسند!به این آدم ها بگویید:دوست داشتن را نمی نویسند، اگر بنویسی اش تمام می شود؛از دلت به وبلاگت، از دلت به دفترت، می ریزد و دلت را خالی می کند!دوست داشتن را نمی نویسند، ثابت می کنند!!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 10:55

هر بار مي خواهم فراموش کنم ولی باز به خاطر مي آورم معجزه ي لبخندت را...که با من چه کردی ! پیش چشم های تو همیشه کم می آورم R

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 14:38

یادش بخیر

آنروزهایی که گرم گفتگو به قلل مرتفع آلبروز می رفتیم

و زیبایی های زندگی را مکاشفه می کردیم

و بدون توجه به گذر زمان

کمی به تاریک شدن هوا مانده

رفیق گرمابه و گلستان مان جک

جک دنیلز خودمان را می گویم

با لبخند و اندکی مستی

تعیش ما را مکاشفه می کرد

رمی

Remi Peter Schulz

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 14:38

تقدیم به لحظه های تنهایی ات"کی می شود ساعتوقارش را با بی قراری مان عوض کند"کی می شودیک روز برگردیبا نشانه هایی از خیابان های بی عبور!برایت یک بارانی زرد پر رنگ میخرممی گذارم روی بالکن خانه ای که نداریمممممم!قهوه ی تلخی حاضر میکنمو برای چندمین بار معنی سفر را از تو می پرسم !!!میدانی که ..بی توسرمای این کوچه هامراپایان میدهدیک روز!نوشته روناکر می20/Feb/2012 ساعت 3/58am ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 اسفند 1401 ساعت: 14:38

دلشی نازنین

بگذار در چشمهان تو باور کنم

که هنوز امیدی به بخشایش هست

تلافی نفرت را

بر لبانت به لبخندی،شکرخند غفران کن

که دانش آموز بازیگوش کلاس درس تو

بر این دفتر

چشم آزمون

به انتظار دانش نیست

کلاسی را میخواهم که در آن بهترین نمره

بوسه ی رضایت تو باشد

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 21:41

"SHE-WOLF"By Carlos BarreraBourbon kisses & a leather jacketGas & pieces of a borrowed soulShe-Wolf's prowling in the brink of madnessAnd the moon delightsIn her eteal howl.Dreamer of divine inhuman imperfectionsHuntress of the blind men lookin' for a lightMother of a lustful breed of individualsUsed to the temptations guarded by the night.Virgin of the oceansKeeper of CerberusLady from the darkest coers of the mindSymbol of salvation, fortune & demiseAnd the primal stories not so hard to find.In the local barsIn the local BiblesIn the weary tongues that whisper 'tween your thighsTryin' to find the soets that you're hidin'From a crowd of peepers with a thousand eyes... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 21:41

"HARD TEXAS RAIN (ERIN'S SONG)"By Carlos BarreraGood writers have goneBut the crowd stays the sameAs that girl down in PecosRecallin' my name.All the good times we had'Til that promise in vainWhen her tears started flowin'Like the hard Texas rain.The road called out my nameBut I couldn't get farWith a couple o' versesAnd a miserable car.The night caught me a-leain'In the clubs & the barsWhere I found out my rhymin'And a couple o' scars.Wrote some stories 'bout failure'Bout drugs & bad girlsFound the words that I needed'Neath their plaid mini skirts.Then that road just tued widerBut my world tued to greyWhen I think 'bout sweet ErinI curse that damned day.When I left her aloneIn the hard Texas rainIgnorin' her feelingsHer loss & her pain.So I'm payin' that karmaThis cold night set the sparkFindin' me right here soberToastin' in the dark. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 21:41

جدائي تاريک است و گس
سهم خود را از آن ميپذيرم ، تو چرا گريه ميکني ؟
دستم را در دست خود بگير و بگو که در يادم خواهي بود
قول بده سري به خوابهايم بزني
من و تو چون دو کوه ، دور از هم جدا از هم
نه توان حرکتي نه اميد ديداري
آرزويم اما اين است که
عشق خود را با ستارههاي نيمه شبان به سويم بفرستي
....

آنا آخماتووا
کتاب : خاطرهاي در درونم است

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 1:31

اندوهت را ملامتی نیست من هم اگر اندوه بودم آرزو داشتم که در سینهات بنشینم هبة هاجر

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 1:31

صفحه بندی